يکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ , 11 Oct 2026
فولاد مبارکه چگونه مسیر تولید را بازآرایی کرد؟

کالبدشکافی یک بازگشت سریع

حملات موشکی به فولاد مبارکه، پیش‌بینی توقف طولانی‌مدت این شریان حیاتی صنعت را رقم زد، اما گزارش عملکرد شش‌ماهه، از یک بازگشت غافلگیرکننده پرده برمی‌دارد. جهش ۵۱ درصدی تولید محصولات گرم در شهریورماه، نه یک عدد، که برآیند یک «معماری نجات» در زنجیره ارزش است. مدیریت شرکت با شبکه‌سازی هوشمندانه و جابجایی استراتژیک مواد اولیه در سطح ملی، ثابت کرد که تاب‌آوری در صنایع سنگین، بیش از تعمیرات فیزیکی، در گرو انعطاف‌پذیری و واکنش سریع ساختار مدیریتی در دل بحران‌های پیچیده است.
کالبدشکافی یک بازگشت سریع
به گزارش ماین نیوز، هنگامی که در روزهای آغازین سال، تاسیسات فولاد مبارکه هدف حملات موشکی دشمن قرار گرفت، بسیاری از ناظران صنعتی توقف طولانی‌مدت شریان‌های تولیدی این مجتمع را پیش‌بینی می‌کردند. با این حال، کارنامه عملکرد شش‌ماهه این بنگاه اقتصادی، روایتی از یک بازگشت غافلگیرکننده را به تصویر می‌کشد. برجسته‌ترین داده در این گزارش، جهش ۵۱ درصدی در تولید محصولات گرم طی شهریورماه است. افزایش حجم تولید از ۱۸۴ هزار تن در مردادماه به ۲۷۹ هزار تن در شهریور، برای مجموعه‌ای که درگیر پیامدهای یک شوک برون‌زای ویرانگر و محدودیت‌های انرژی بوده، صرفاً یک رکورد آماری نیست. این اعداد بازتاب‌دهنده یک مانور استراتژیک در تخصیص ظرفیت و واکنش به تقاضای بازار است که سهم محصولات گرم را به ۳۰.۶ درصد از کل تولید تجمعی شرکت رسانده است. در کنار آن، ثبت تولید ۱۲۸ هزار تن محصول سرد و ۲۲ هزار تن محصول پوشش‌دار، حاکی از ثبات ساختاری در سبد ارزش‌افزوده است.
 

اما خلق این اعداد در دل بحران، نیازمند چیزی فراتر از آواربرداری و تعمیرات فیزیکی بود؛ این دستاورد ریشه در مهندسی مجدد و پویای «زنجیره ارزش» دارد. سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، در تشریح مسیر طی شده از ابتدا تا انتهای این بحران، از استراتژی‌هایی پرده برمی‌دارد که هدف و الزام اصلی آن‌ها، حفظ جریان متصل تولید و جلوگیری از مرگ حیات صنعتی در حلقه‌های پایین‌دست بود. او برای روشن شدن ابعاد این جابجایی عظیم لجستیکی در دوران اوج محدودیت‌ها، دقیقاً به این اقدام بی‌سابقه اشاره می‌کند و می‌گوید: «تلاش کردیم با استفاده از ظرفیت‌های موجود در زنجیره فولاد، بخشی از نیاز بازار را تأمین کنیم. برای نمونه، بررسی کردیم که چگونه می‌توان گندله را از خراسان به سیرجان منتقل کرد، در سیرجان آن را به آهن اسفنجی تبدیل کرد، سپس به خوزستان انتقال داد و به شمش تبدیل کرد و در نهایت شمش را به اصفهان رساند. وی افزود: هدف این بود که حتی در صورت اختلال در برخی بخش‌های زنجیره، بتوانیم جریان عرضه را تا حد امکان حفظ کنیم و از تشدید التهاب در بازار جلوگیری شود.»

این نقل‌قول، کالبدشکافی دقیق یک معماریِ نجات است. از منظر استراتژی رقابتی، زمانی که خطوط ذوب و ریخته‌گری در مبدأ دچار فلج موقت شدند، مدیریت شرکت با یک چرخش سریع، ساختار خطی تامین را به یک شبکه توزیع‌شده در سطح ملی تبدیل کرد. جابجایی گندله در امتداد محور شرق (سنگان)، مرکز (کرمان) و جنوب (هرمزگان و خوزستان) برای جبران اختلالات، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با تسلط بر مزیت‌های لجستیکی، شوک‌های سنگین را در طول زنجیره تامین مستهلک کرد.
 

بازگرداندن اسلب و تختال از جنوب کشور به خطوط نورد مبارکه، زمان لازم برای سرعت بخشیدن به روند بازسازی خطوط آسیب‌دیده را خرید و اجازه نداد تعهدات بازار عرضه و پنجره‌های صادراتی مسدود شوند. به گفته زرندی: برخی رسانه‌های خارج از کشور زمان سه تا پنج سال را برای بازسازی مطرح کردند و تیم‌های ایرانی نیز در ابتدا زمان یک تا دو سال را برآورد کردند. با این حال، هدف‌گذاری ما این بود که تا پایان سال بتوانیم حدود ۷۰ درصد ظرفیت را بازگردانیم. برای تحقق این هدف، جلسات بازسازی به‌صورت روزانه برگزار شد و برای هر بخش زمان مشخصی تعیین کردیم. در یکی از بخش‌ها زمان اولیه ۱۲۰ روز برآورد شده بود، اما تلاش کردیم با افزایش جبهه‌های کاری، این زمان را کاهش دهیم.

این مانور عملیاتی ثابت می‌کند که در صنایع سنگین، تاب‌آوری تنها به ضخامت زره کوره‌ها بستگی ندارد؛ بلکه در انعطاف‌پذیری ساختار مدیریتی و قدرت تغییر سریع در زنجیره ارزش نهفته است.
منبع : ایراسین
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی


شرکت های برگزیده